سلطان محمد مطربي سمرقندي
629
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 262 » ] قرارى گيلانى [ حدود 993 ق / 1585 م ] قرارى گيلانى ، شاعر متين بوده و خيالات رنگين داشته و اين بيت از گفتار اوست : بيت : تو به رغم من به دشمن به حديث و چشم شوخت * دهد آنچنان تسلّى كه تو را خبر نباشد * * * چنان اشك است از چشم و دلم گاه تماشايش * كه مىدزدم نظر از ديده و از دل محبّت هم
--> ( 262 ) . حكيم نور الدين محمد بن ملا عبد الرزاق گيلانى ( متوفى 991 يا 992 يا 993 ق / 1583 يا 1584 يا 1585 م ) از شاعران شيوا بيان و دانشمند خاندان علم و ادب و رياست گيلانى است . پدرش ملا عبد الرزّاق در حكمت نظرى ، بينش فراوان داشته و سالها منصب صدارت خان احمد كاركيا والى گيلان به وى محول بود . در سال 975 قمرى كه خان احمد به قول مورّخان به خيال طغيان و عدم اطاعت از دولت مركزى افتاد و شاه طهماسب صفوى ، سپاهى به سركوبى وى گسيل داشت و عبد الرزّاق به زندان افتاد و چون وى مرد فرزندانش از جمله قرارى در 983 قمرى به هندوستان رفتند و به ملازمت جلال الدين محمد اكبر شاه رسيدند و دو برادرش ، به ترقيات عمده نايل شدند و قرارى به سبب لطيفهاى شاعرانه كه در به دو خدمت به زبان راند ، مورد كملطفى شاه قرار گرفت و به بنگاله تبعيد شد و به هيچ مقامى نرسيد و در همانجا در يكى از سالهاى مزبور ، به ناكامى چشم از جهان فروبست : منتخب التواريخ ، 3 / 312 - 314 ؛ مجمع الخواص ، ص 46 - 48 ؛ مآثر رحيمى ، 3 / 845 - 855 ؛ آيين اكبرى ، 1 / 312 ؛ هفت اقليم ، 3 / 146 - 149 ؛ عرفات العاشقين ، برگ 598 - 599 ؛ خير البيان ، برگ 331 ؛ شمع انجمن ، ص 371 ، 374 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 742 ؛ كاروان هند ، 2 / 1121 - 1132 ؛ مآثر الامراء ، 1 / 560 - 561 ؛ بهارستان سخن ، ص 508 - 509 ؛ نتايج الافكار ، ص 42 ، 133 ؛ آتشكدهء آذر ، ص 851 - 853 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 425 و 2 / 820 - 821 ؛ تاريخ ادبيات در ايران ، 5 / 2 / 824 - 827 ؛ طبقات اكبرى ، 2 / 505 ؛ قاموس الاعلام ، 3 / 3608 ؛ سفينهء خوشگو ، حرف ق ؛ خلاصة الاشعار ، اصل ششم ؛ تذكرهء محمد شاهى ، رشتهء اول ، ص 317 ؛ خير البيان ، برگ 328 ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 321 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 249 ( ش 52 ) ؛ نفايس المآثر ، ص 331 ؛ خلاصة الافكار ، برگ 241 ؛ خرابات ، الف ص 141 ؛ مرآت جهاننما ، برگ 109 ؛ سلم السموات ، مرقوم پنجم ، ص 84 ؛ الذريعه ، 9 / 3 / 880 ؛ تذكرة الشعراى جهانگير ، ص 21 ، 55 ؛ مكتب وقوع ، ص 364 .